فرهنگ آریان‌پور

بوم

#۳۸٬۱۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

region

منطقه، بوم، سرزمین، ناحیه، فضا، محوطه بسیار وسیع و بى انتها

۲

habitat

محل سکونت، مسکن طبیعى، بوم، جاى اصلى

۳

boom

غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک

۴

land

زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن

۵

field

میدان، زمین، صحرا، دشت، کشتزار، دایره، رشته، به میدان یا صحرا رفتن، پایکار

۶

canvas

(canvass =) ـ کرباس، پارچه مخصوص نقاشى، (مجازى) نقاشى، پرده نقاشى، کف رینگ بوکس یا کشتى کشتی‌

۷

country

کشور، دیار، بیرون شهر، دهات، ییلاق

۸

terrain

زمینه، عوارض زمین، زمین، ناحیه، نوع زمین

۹

countryside

ییلاقات، حومه شهر eco