فرهنگ آریان‌پور

ادعا

#۳٬۸۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

claim

ادعا، دعوى، مطالبه، ادعا کردن

۲

posit

ادعا، قرار دادن، ثابت کردن، فرض کردن، فرض

۳

plea

دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا

۴

averment

اظهار قطعى یا مثبت، اظهار محض، ادعا، بیان

۵

pretence

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۶

pretense

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۷

purporst

مفهوم، مضمون، معنى، مفاد، ادعا، قصد، عذر، بهانه، مفهوم شدن، فهماندن

۸

assertion

تاکید، اثبات، تائید ادعا، اظهار نامه، اعلامیه، بیانیه، آگهى، اخبار، اعلان، ادعا

۹

postulate

انگاره، پذیره، مسلم فرض کردن، تقاضا، درخواست، ادعا، قیاس منطقى، بدیهى شمرده، لازم دانستن، قیاس منطقى کردن، فرض نمودن

۱۰

allegation

اظهار، ادعا، بهانه، تائید

۱۱

pretension

وانمود، ادعا، دعوى، خودفروشى، تظاهر، قصد

۱۲

asseveration

اظهار جدى، ادعا

۱۳

protestation

اعتراض، واخواهى، اظهار جدى، ادعا، تصریح

۱۴

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case به‌ ملک‌ و غیره‌

۱۵

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق