ادعا
#۳٬۸۰۶
claim
ادعا، دعوى، مطالبه، ادعا کردن
posit
ادعا، قرار دادن، ثابت کردن، فرض کردن، فرض
plea
دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا
averment
اظهار قطعى یا مثبت، اظهار محض، ادعا، بیان
pretence
وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا
pretense
وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا
purporst
مفهوم، مضمون، معنى، مفاد، ادعا، قصد، عذر، بهانه، مفهوم شدن، فهماندن
assertion
تاکید، اثبات، تائید ادعا، اظهار نامه، اعلامیه، بیانیه، آگهى، اخبار، اعلان، ادعا
postulate
انگاره، پذیره، مسلم فرض کردن، تقاضا، درخواست، ادعا، قیاس منطقى، بدیهى شمرده، لازم دانستن، قیاس منطقى کردن، فرض نمودن
allegation
اظهار، ادعا، بهانه، تائید
pretension
وانمود، ادعا، دعوى، خودفروشى، تظاهر، قصد
asseveration
اظهار جدى، ادعا
protestation
اعتراض، واخواهى، اظهار جدى، ادعا، تصریح
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case به ملک و غیره
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق