فرهنگ آریان‌پور

بوق ایجاد کردن - صدای -

#۳۸٬۰۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

poop

کشتیدم، صداى قلپ، صداى کوتاه، قسمت بلند عقب کشتى، صداى بوق ایجاد کردن، قورت دادن، تفنگ در کردن، باد و گاز معده را خالى کردن، گوزیدن، باعقب کشتى تصادم کردن، فریفتن، آدم احمق، از نفس افتادن، خسته و مانده شدن، تمام شدن