فرهنگ آریان‌پور

بوش

#۳۸٬۰۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۲

fate

سرنوشت، تقدیر، قضا و قدر، نصیبب و قسمت، مقدر شدن، به سرنوشت شوم دچار کردن

۳

bushing

بوته، بته، شاخ و برگ برق‌ و مکانیک‌

۴

coupling

زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن