فرهنگ آریان‌پور

بوریا

#۳۷٬۹۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mat

بوریا، حصیر، کفش پاک کن، پادرى، زیر بشقابى، زیر گلدانى، بوریا پوش کردن، با حصیر پوشاندن، درهم گیر کردن

۲

matting

بوریا، حصیر، بوریا بافى، پوشش حصیرى

۳

rush

(گیاه شناسى) نى بوریا، بوریا، انواع گیاهان خانواده سمار، یک پر کاه، جزیى، حمله، یورش، حرکت شدید، ازدحام مردم، جوى، جویبار، هجوم بردن، بر سر چیزى پریدن، کارى را با عجله و اشتیاق انجام دادن

۴

straw

ماشوره، کاه، بوریا، حصیر، نى، پوشال بسته بندى، ناچیز

۵

fescue

چوب کوچکى که به وسیله آن آموزگار چیزى را به شاگرد نشان مى دهد، حصیر، بوریا، با چوب نوک تیز نشان دادن

۶

bulrush

نى، بوریا، جگن، پیزر

۷

cane

نى، نیشکر، چوب دستى، عصا، با عصا زدن، با چوب زدن