ادراک
#۳٬۷۷۸
hindsight
ادراک، درک یا فهم امرى که واقع شده
perception
ادراک، احساس، درک، مشاهده قوه ادراک، آگاهى، دریافت
savvy
(savvey =) ـ ادراک، فهم، فهمیدن، درک کردن، زرنگ و دانا
scent
بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن
notion
(notional =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى، مفهوم
savvey
(savvy =) ـ ادراک، فهم، فهمیدن، درک کردن، زرنگ و دانا
notional
(notion =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى
cognition
شناخت، ادراک، معرفت
cognizance
معرفت، ادراک، شناسایى، آگاهى، تصدیق ضمنى
conception
حاملگى، لقاح تخم و شروع رشد جنین، ادراک، تصور
impression
اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع
realization
تحقق، فهم، ادراک، درک، تفهیم
conceptualization
تصور، خیال، ادراک
head piece
کلاه، سرصفحه (در کتاب)، آرایش، (مجازى) هوش، ادراک، آدم باهوش، قسمت بالا، سر، هر آلتى که روى سر قرار مى گیرد
mother wit
هوش، شعور، ادراک
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن