واژههای فارسی←بود - ساکن -فرهنگ آریانپوربود - ساکن -#۳۷٬۵۸۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dwelt(past: dwelt, dwelled ; past participle: dwelt, dwelled) ـ ساکن بودن، اقامت گزیدنواژههای نزدیک در الفبابوجاری کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبوحدت وجود - اعتقاد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبوحشت انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبوختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبود - توان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر