فرهنگ آریان‌پور

بواسطه

#۳۷٬۵۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۲

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۳

frae

(from =) ـ از، بواسطه، مطابق

۴

from

از، بواسطه، درنتیجه، از روى، مطابق، از پیش

۵

thru

(through =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، بواسطه، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام

۶

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر

۷

out of

خارج از، بیرون از، در خارج، بواسطه

۸

because of

بدین دلیل، بواسطه