فرهنگ آریان‌پور

بو دادن

#۳۷٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

singe

سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن

۲

smell

(past: smelt, smelled ; past participle: smelt, smelled) ـ بویایى، شامه، بو، رایحه، عطر، استشمام، بوکشى، بوئیدن، بو کردن، بو دادن، رایحه داشتن، حاکى بودن از

۳

scorch

به طور سطحى سوختن، تاول زدن، سوزاندن، بو دادن، سوختگى، تاول

۴

brown

قهوه اى، خرمایى، سرخ کردن، برشته کردن، قهوه اى کردن

۵

parch

برشته کردن، بریان کردن، نیم سوز کردن، خشک شدن (با حرارت)، تفتیدن، آفتاب سوخته کردن

۶

roast

کباب کردن، بریان کردن، برشته شدن، برشتن