فرهنگ آریان‌پور

بهینه

#۳۷٬۴۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

optimum

بهینه، مقدار مطلوب، حالت مطلوب، درجه لازم

۲

optimized

خوش بین بودن، بهین ساختن، بهینه ساختن

۳

best

(صفت عالى good)، بهترین، نیکوترین، خوبترین، شایسته ترین، پیشترین، بزرگترین، عظیم ترین، برترى جستن، سبقت گرفتن، به بهترین وجه، به نیکوترین روش، بهترین کار (صفت عالى well) ـ

۴

optimal

بهین، مربوط به کمال مطلوب