فرهنگ آریان‌پور

بهنجار

#۳۷٬۴۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۲

normal

در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى normally