فرهنگ آریان‌پور

بهکرد

#۳۷٬۴۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان

۲

correction

تصحیح، اصلاح، غلط گیرى، تادیب