فرهنگ آریان‌پور

بهسامان

#۳۷٬۴۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tidy

به طور منظم، مرتب، پاکیزه، منظم کردن، آراستن، مرتب کردن

۲

systematic

قاعده دار، با همست، همست دار، روش دار، اصولى