فرهنگ آریان‌پور

بهسازی‌ کردن

#۳۷٬۴۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان

۲

refine

پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن

۳

repair

تعمیر، مرمت، تعمیر کردن، جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، اصلاح

۴

revamp

دوباره رویه انداختن، دوباره وصله یا سرهم بندى کردن، نو نما کردن، وصله پینه کردن

۵

reclaim

اصلاح شدن، مرمت کردن، اصلاح کردن، نجات دادن، زمین بایر را دایر کردن

۶

cultivate

کشت کردن، زراعت کردن (در)، ترویج کردن

۷

regenerate

باززائیدن، احیاء کردن، باز زادن، تهذیب کردن، زندگى تازه و روحانى یافته، دوباره خلق شدن یا کردن