فرهنگ آریان‌پور

بهره

#۳۷٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

insertion gain

بهره، جااندازى

۲

lot

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن

۳

share

سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن

۴

portion

بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن

۵

interest

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن

۶

boot

پوتین یا چکمه، (مجازى) اخراج، چاره یا فایده، لگدزدن، با سر چکمه و پوتین زدن

۷

profit

سود، نفع، سود بردن، فایده، منفعت، مزیت، برترى، منفعت بردن، فایده رساندن، عایدى داشتن

۸

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده return takings

۹

allowance

فوق العاده و هزینه ى سفر، مدد معاش، جیره دادن، فوق العاده دادن