فرهنگ آریان‌پور

بهتر کردن چاره کردن

#۳۷٬۲۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور