فرهنگ آریان‌پور

بهتر کردن

#۳۷٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ameliorate

بهتر کردن، اصلاح کردن، چاره کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن

۲

amend

ترمیم کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، بهبودى یافتن، ماده یا قانونى را اصلاح و تجدید کردن

۳

better

(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد

۴

improve

بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن

۵

meliorate

بهتر شدن، بهبود یافتن، بهتر کردن، اصلاح کردن، ترقى دادن

۶

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۷

cultivate

کشت کردن، زراعت کردن (در)، ترویج کردن