فرهنگ آریان‌پور

بهتر شدن

#۳۷٬۲۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

meliorate

بهتر شدن، بهبود یافتن، بهتر کردن، اصلاح کردن، ترقى دادن

۲

better

(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد

۳

improve

بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن

۴

ameliorate

بهتر کردن، اصلاح کردن، چاره کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن

۵

improvement

بهبود، پیشرفت، اصلاح، بهتر شدن، بهسازى

۶

amelioration

بهبودى، بهتر شدن

۷

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۸

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۹

amendment

ترمیم، اصلاح، تصحیح، (حقوق) پیشنهاد اصلاحى نماینده ى مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونى