فرهنگ آریانپور
بهتر شدن
#۳۷٬۲۵۲
meliorate
بهتر شدن، بهبود یافتن، بهتر کردن، اصلاح کردن، ترقى دادن
better
(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد
improve
بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن
ameliorate
بهتر کردن، اصلاح کردن، چاره کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن
improvement
بهبود، پیشرفت، اصلاح، بهتر شدن، بهسازى
amelioration
بهبودى، بهتر شدن
mend
تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن
progress
پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر
amendment
ترمیم، اصلاح، تصحیح، (حقوق) پیشنهاد اصلاحى نماینده ى مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونى