فرهنگ آریان‌پور

بهبود یافتن

#۳۷٬۲۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

recover

ترمیم شدن، بهبود یافتن، بازیافتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن، بهبودى یافتن، به هوش آمدن، دریافت کردن

۲

meliorate

بهتر شدن، بهبود یافتن، بهتر کردن، اصلاح کردن، ترقى دادن

۳

gain

سود، منفعت، نفع، صرفه، استفاده، افزایش، به دست آوردن، سود بردن، فایده بردن، پیدا کردن، کسب کردن، باز یافتن، نائل شدن، پیشرفتن، بهبودى یافتن، رسیدن، زیاد شدن، بهره تقویت، حصول

۴

improve

بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن

۵

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۶

ameliorate

بهتر کردن، اصلاح کردن، چاره کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن

۷

convalesce

بهگرا شدن، بهبودى یافتن، دوره نقاهت را گذراندن

۸

recuperate

بهبودى یافتن، نیروى تازه یافتن، حال آمدن