فرهنگ آریان‌پور

به وجود امدن رشته های‌ الفت و محبت

#۳۶٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bonding

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه bond