فرهنگ آریانپور
به هیچ وجه
#۳۶٬۹۱۵
nohow
به هیچ وجه، ابدا، بهر حال، ناجور
anywise
به هیچ وجه، هیچ، ابدا
whatsoever
به هیچ وجه، ابدا، هیچگونه، هرقدر، هر چه
at all
به هیچ وجه، ابدا
nix
حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر
none
هیچ، هیچیک، هیچکدام، به هیچ وجه، نه، ابدا، اصلاً
aught
(anything =) ـ چیزى، هر چیزى، (ک.) هیچ چیز، به هیچ وجه، ابدا، صفر، هیچ چیز
noway
به هیچ طریق، به هیچ وجه
nowise
ابدا، هیچ، به هیچ وجه، به هیچ عنوان
possibly
شاید، یحتمل، هیچ، به هیچ وجه، از روى امکان، اصلاً
no
نوبلیم - (No)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 102 و جرم مولى (اتمى) (259) گرم بر مول no way
absolutely
مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود absolute