فرهنگ آریان‌پور

ادای‌ کسی را در اوردن

#۳٬۶۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

act

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن

۲

parody

استقبال شعرى، نوشته یا شعرى که تقلید از سبک دیگرى باشد، تقلید مسخره آمیز کردن