فرهنگ آریانپور
ادای کسی را در اوردن
#۳٬۶۹۰
act
کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن
parody
استقبال شعرى، نوشته یا شعرى که تقلید از سبک دیگرى باشد، تقلید مسخره آمیز کردن