واژههای فارسی←به هنگامفرهنگ آریانپوربه هنگام#۳۶٬۸۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱aproposبجا، بموقع، شایسته apropos fitly۲opportuneبجا، بموقع، بهنگام، درخور، مناسبواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر