فرهنگ آریان‌پور

به هم نخوردنی

#۳۶٬۸۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

indissoluble

حل نشدنى، تجزیه نا پذیر، آب نشدنى، ناگداز، غیر قابل حل، به هم نخوردنى، منحل نشدنى، ماندگار، پایدار