فرهنگ آریان‌پور

به هم مالیدن

#۳۶٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rub

مالیدن، سودن، سائیدن، پاک کردن، اصطکاک پیدا کردن، سائیده شدن

۲

chafe

مالش دادن، خراشیدن، سائیدن، به وسیله اصطکاک گرم کردن، (مجازى) به هیجان آوردن، اوقات تلخى کردن به، عصبانیت، سائیدگى، پوست رفتگى