فرهنگ آریان‌پور

به هم‌ کشیده‌ کردن

#۳۶٬۸۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش