فرهنگ آریان‌پور

به هم زننده

#۳۶٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

broiler

جوشاننده، پزنده، به هم زننده، جوجه یا پرنده کبابى

۲

tickler

غلغلک دهنده، به هم زننده، تحریک کننده قمقمه کوچک

۳

stirring

جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن

۴

revolting

شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن

۵

disruptive

درهم گسیخته، نفاق افکن