فرهنگ آریانپور
به هم زننده
#۳۶٬۸۱۸
broiler
جوشاننده، پزنده، به هم زننده، جوجه یا پرنده کبابى
tickler
غلغلک دهنده، به هم زننده، تحریک کننده قمقمه کوچک
stirring
جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
revolting
شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن
disruptive
درهم گسیخته، نفاق افکن