فرهنگ آریان‌پور

به هم زدن‌ ارامش

#۳۶٬۸۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

affray

غوغا، نزاع، سلب آرامش مردم، مزاحمت فراهم آوردن، ترساندن، هراسانیدن

۲

disturb

مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن