فرهنگ آریانپور
به هم ریختن
#۳۶٬۷۹۸
bollix
به هم ریختن، سرهم بندى کردن، قاطى پاتى کردن
commix
مخلوط کردن، به هم ریختن، درآمیختن
disassemble
مجزا کردن، سوا کردن، پیاده کردن (ماشین آلات)، به هم ریختن
disarrange
به هم زدن، بى ترتیب کردن، مختل کردن، بر هم زدن