فرهنگ آریان‌پور

به هم ریختگی

#۳۶٬۷۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

disorganization

به هم ریختگى

۲

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۳

strewment

پراکندگى، به هم ریختگى، آشفتگى

۴

disarray

اغتشاش، بى نظمى، درهم و برهمى