فرهنگ آریان‌پور

به هم خورده

#۳۶٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

indisposed

به هم خورده، اندکى ناخوش، بى میل، بیزار

۲

messy

آشفته، به هم خورده، کثیف، شلوغ، شلوغ کار

۳

mussy

کثیف، به هم خورده

۴

teched

(tetched =) ـ مختل، به هم خورده

۵

tetched

(teched =) ـ مختل، به هم خورده