فرهنگ آریان‌پور

ادامه داشتن

#۳٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۲

reach

رسیدن به، نائل شدن به، کشش، حصول، رسایى، برد

۳

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت