فرهنگ آریان‌پور

به هم چسبیدن

#۳۶٬۷۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hang together

به هم چسبیدن، متفق بودن

۲

sserry

ازدحام کردن، به هم فشردن، به هم چسبیدن

۳

conglutination

التیام، به هم چسبیدن

۴

cohere

چسبیدن، رابطه خویشى داشتن

۵

huddle

روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه

۶

agglutinate

چسباننده، التیام آور، چسب، دواى التیام آور چسباندن، ترکیب کردن، تبدیل به چسب کردن