فرهنگ آریانپور
به هم چسبیدن
#۳۶٬۷۶۱
hang together
به هم چسبیدن، متفق بودن
sserry
ازدحام کردن، به هم فشردن، به هم چسبیدن
conglutination
التیام، به هم چسبیدن
cohere
چسبیدن، رابطه خویشى داشتن
huddle
روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه
agglutinate
چسباننده، التیام آور، چسب، دواى التیام آور چسباندن، ترکیب کردن، تبدیل به چسب کردن