فرهنگ آریان‌پور

به هم چپیده

#۳۶٬۷۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chock

گوه (goveh)، تکه چوبى که چرخ یا چلیکى را از غلتیدن باز مى دارد، از حرکت بازداشتن، (با چوب) محکم کردن، محکم، سفت، کیپ

۲

cramped

چنگه، چنگوک، گرفتگى عضلات، انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد، دردشکم، محدود کننده، حصار، سیخدار کردن، محدود کردن، درقید گذاشتن، جاتنگ کردن cramp

۳

chockablock

به هم متصل و پیوسته، شلوغ، کیپ