واژههای فارسی←به هم انداختنفرهنگ آریانپوربه هم انداختن#۳۶٬۷۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱whomp upبسرعت تهیه کردن، قیام کردن، برانگیختن، به هم انداختنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر