فرهنگ آریان‌پور

به هم اتصال دادن

#۳۶٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inosculate

به هم پیوستن، درهم باز شدن، سردرهم آوردن، به هم اتصال دادن، آمیختن

۲

interdigitate

واقع در میان انگشتان، به هم اتصال دادن، به هم اتصال پیدا کردن، به هم جفت کردن