فرهنگ آریان‌پور

به نمایندگی دیگری رای دادن

#۳۶٬۶۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

proxy

وکیل، نماینده، وکالت، وکالتنامه، به نمایندگى دیگرى راى دادن