واژههای فارسی←اداری - مامور -فرهنگ آریانپوراداری - مامور -#۳٬۶۶۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bureaucratمامور ادارى، مامور دولتى، مقرراتى و اهل کاغذ بازى، دیوان سالارواژههای نزدیک در الفبااداب و رسوم را بجا اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاداب و رسوم فرانسویها را داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاداب و رسوم یهودی را پذیرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاداب و سنن ترکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاداب یونانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیادابی - مبادی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر