فرهنگ آریان‌پور

به ندرت

#۳۶٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hardly

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى infrequently

۲

rarely

بندرت، کم، کمتر، ندرت، استثنایى، به طور فوق العاده، با مهارت کمیاب

۳

seldom

بسیار کم، بندرت، خیلى کم، ندرتاً

۴

scarcely

کمیاب، کم، نادر، اندک، تنگ، قلیل، ندرتاً