فرهنگ آریان‌پور

به نتیجه رسیدن

#۳۶٬۵۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

aim

دانستن، فرض کردن، ارزیابى کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن (به)، به نتیجه رسیدن، قراول رفتن، قصد داشتن، هدف گیرى کردن، نشانه گرفتن حدس، گمان، جهت، میدان، مراد، راهنمایى، رهبرى، نشان، هدف، مقصد

۲

wrap up

خاتمه یافتن، به نتیجه رسیدن، تمام شدن، گزارش، خلاصه

۳

fetch up

تولید کردن، عمل آوردن، ختم کردن، نائل شدن، به حال ایست درآمدن، متوقف شدن، به نتیجه رسیدن

۴

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۵

achieve

دست یافتن، انجام دادن، به انجام رسانیدن، رسیدن، نائل شدن به، تحصیل کردن، کسب موفقیت کردن، (حقوق) اطاعت کردن (در برابر دریافت تیول)

۶

fructify

میوه دادن، مثمر شدن، میوه دار کردن، برومند کردن، بارور ساختن