فرهنگ آریان‌پور

اداری - حکم -

#۳٬۶۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن