فرهنگ آریان‌پور

به موقع‌ اجرا گذاردن

#۳۶٬۵۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

execute

اجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردن