واژههای فارسی←به موقع اجرا گذاردنفرهنگ آریانپوربه موقع اجرا گذاردن#۳۶٬۵۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱executeاجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر