فرهنگ آریان‌پور

به مخاطره‌ انداختن

#۳۶٬۳۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

endanger

به مخاطره انداختن، در معرض خطر گذاشتن

۲

adventure

سرگذشت، حادثه، ماجرا، مخاطره، ماجراجویى، تجارت مخاطره آمیز در معرض مخاطره گذاشتن، دستخوش حوادث کردن، با تهور مبادرت کردن، دل بدریا زدن، خود را به مخاطره انداختن

۳

risk

خطر، مخاطره، ریسک، احتمال زیان و ضرر، گشاد بازى، به خطر انداختن

۴

peril

خطر، مخاطره، بیم زیان، مسئولیت، درخطر انداختن، در خطر بودن

۵

queer

عجیب و غریب، غیر عادى، خل، خنده دار، مختل کردن، گرفتار شدن

۶

hazard

قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن

۷

imperil

در مخاطره انداختن، به خطر انداختن

۸

venture

جرات، جسارت، مخاطره، معامله قمارى، اقدام به کار مخاطره آمیز، مبادرت، ریسک، اقدام یا مبادرت کردن به

۹

jeopardize

(jeopard =) ـ به خطر انداختن