واژههای فارسی←به مثل کردن - معامله -فرهنگ آریانپوربه مثل کردن - معامله -#۳۶٬۳۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱reciprocateدادن و گرفتن، تلافى کردن، عمل متقابل کردن، معامله به مثل کردن، جبران کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر