فرهنگ آریان‌پور

به مبارزه طلبیدن

#۳۶٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

defy

به مبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردن، شیر کردن

۲

challenge

به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ

۳

dare

یارا بودن، جرات کردن، مبادرت به کار دلیرانه کردن، به مبارزه طلبیدن، شهامت، یارایى

۴

oppugn

مخالفت کردن با، مورد بحث قرار دادن، مبارزه کردن با، دعوا کردن، به مبارزه طلبیدن