واژههای فارسی←به لنگرگاه راندنفرهنگ آریانپوربه لنگرگاه راندن#۳۶٬۳۴۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dockبارانداز، لنگرگاه، بریدن، کوتاه کردن، جاخالى کردن، موقوف کردن، جاى محکوم یا زندانى در محکمهواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر