فرهنگ آریان‌پور

به لرزه دراوردن

#۳۶٬۳۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rock

تکان نوسانى دادن، جنباندن، نوسان کردن، سنگ، تخته سنگ یا صخره، سنگ خاره، صخره، جنبش، تکان

۲

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۳

vibrate

ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن