فرهنگ آریان‌پور

به‌ گردن‌ کسی‌ گذاشتن

#۳۶٬۲۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۲

impose

تحمیل کردن، اعمال نفوذ کردن، گرانبار کردن، مالیات بستن بر

۳

saddle

زین، پالان زدن، سوارى کردن، تحمیل کردن، زین کردن