فرهنگ آریان‌پور

به‌ گردش دراوردن

#۳۶٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۲

wheel

چرخ، دور، چرخش، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن