فرهنگ آریان‌پور

به‌ کار بستن

#۳۶٬۱۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

obey

اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن

۲

exert

اعمال کردن، به کار بردن، اجرا کردن، نشان دادن

۳

execute

اجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردن

۴

dispense

توزیع کردن، معاف کردن، بخشیدن، باطل کردن

۵

exercise

ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن